![]() خون آريايي داره تو رگهام جريان
منوی اصلیاين تنها واژه ي هستي كه داره شريان ايراني زندگي ميكنم ايراني مي ميرم وقت جنگ اسلحه تو دست مي گيرم
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
اسفند 1387
بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
وبلاگ قديمي من
هفت رنگ آلـــوچـه زندگي رسم خوشايندي است تعريف نشده ستاره خاموش تخته خاكستري عــاشــقانــــه قانون طبيعت ترنم باران مطرود ليست وبلاگهاي به روز شده احسان امراه رضا نادم (راهي) زن بودن ستاره می شوم :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آرتميس
قوانين كارمندي چگونه پشت كامپيوتر نرمش كنيم بچه هاي آخر زمان اینهم یک نوع صیغه محرمیت جدید اگر تونستی پارک کن دوقلوهاي دوست داشتني خودشناسی تمام پیوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
خاطرات یک دختر ايرانی
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم - منم دلبسته اين خاک، منم فرزند ايران 40
سينما آزادي ديگه بوي كودكي ندارد، بايد بزرگي را باور كرد.
39
می گن گرگها فراموش میشند, اما هنوز با نگاه به قرص ماه یاد چشمات میافتم.
38
آويختم انديشه را كانديشه هشياري كند ز
انديشه بيزاري كنم ، ز انديشه ها پژمرده ام
37
1. جلسه قبل مربي شنام اسم خانومي را داد و گفت استعدادش رو داري با اين خانوم صحبت كردم بهتره با اون تمرين كني تا براي مسابقات آماده بشي !!!! جالبه آدمي كه تا همين چند صباح پيش از آب ميترسيد حالا با همچين پيشنهادي روبرو بشه ، هنوز تصميم نگرفتم . شايد يك طول ماه رمضان لازم باشه . 2. نمي دونم چرا اينكار و به انجام رسوندم ، هفته پيش مدرك پزشكي كوهستان رو گرفتم ، اونوقت كسي كه يكساله پاش به دامنه دربند هم نخورده و قرار هم نيست بخوره اين مدرك به چه دردش ميخوره من ندانم. 3. خدا جون مي دوني كه دوست دارم ، 25 مرداد هم اومد و من هيچكاري نكردم ، خودت ميدوني تو خيلي جاها به من بدهكاري نميشه اين يكبار يك حالي به ما بدي و اين جريان روبراه بشه ؟ قول ميدم تا حداقل يك هفته ديگه نخوام پارتي بازي كني ، اما اين يك بار بيا و يك دلي رو شاد كن. دوست دارم 4. دلم لك زده براي صخره نوردي ، میخوام به این رشته برم ، درسته نمي تونم برم كوه اما تو سالن كه مي تونم. میخواستم اگر ممکنه دوستانی که در رابطه با صخره نوردی سر رشته ای یا اطلاعاتی دارند من را راهنمایی کنن و یک مقدار در مورد مراكزي كه آموزش ميدن توضیح بدن که خیلی ضروریه . البته دنبال مطلب هم گشتم ولی چیز خاصی پیدا نکردم .يك سايت پيدا كردم كه تلفني اعلام كرد واحد آموزشش فعال نشده. 5. قلبم درد ميكنه ، خسته ام ، داغونم، اما هنوز شاكرم، البته جو گيرم خفن يعني چي ؟!!!!!!!!!!! آدم چنان جو گير بشه كه 250هزار تومان ناقابل رو خرج كنه اونهم فقط براي رفع جو گيري؟ تو اين بي پولي. 6. حوصله مسافرت ندارم ، اصرار نكن ، دلم حتي هواي آزادي هم نكرده ، شلوغم و يك هفته است شب تا صبح چشمهام بسته است اما ذهنم تند و تند داره كار ميكنه، آمار پشت آمار ، گزارش پشت گزارش، امروز از صبح مثل سگ خانواده پتيبل از خواب بيدار شدم (بهتره بگم از رختخواب خارج شدم چون خواب نبودم) هنوز خستگي ديروز رو بدنم تلنبار شده . الان كه دارم مينويسم باورت ميشه تو جلسه هستم اما حوصله حرف اين آدمها رو ندارم ، همش حرف حرف حرف . 7. تو – آره خودت وقتي ميگي پيشنهادات عالي اما اجراء افتضاح........ به نتيجه خوبي رسيدي پس من پيشنهاد ميدم تو اجرا كن به اين ميگن تقسيم كار. بفهم اينو 8. از من بودن خسته شدم – چه منيت من، چه منيت تو 9. اصلا حس نوشتن ندارم اما دارم خفه ميشم بايد جائي براي خالي شدن پيدا كنم، همه اينها رو گفتم اما اينها رو به پاي ناشكري نزار ، هنوز دوست دارم ، هنوز تو تنها خدائي اما اين بنده ديگه جدي جدي آمادگي گرفتن هر نوع پاچه اي رو داره ، حتي پاچه خدائيت. 10. .......
36
دلم گرفته از همه حسها از همه آدمها از همه اشيا از دروغ از خيانت از حماقت از بالادست از پائين دست از مديراني كه از مديريت فقط دروغ آموخته اند و بس از عدالتي كه حتي اسمش هم به لجن كشيده شده چيزي نمانده تا از آدميت فرار كنم. حتي از خود خدا بايد راهي جست حتما راهي وجود دارد، فقط بايد پيدايش كنم.
35
خسرو شكيبائي جائي گفت : عاشق هميشه از خدا متوقع است. اين طور نيست؟ من ميگم هست وقتي ميگي عاشقي بايد تا ته ته عاشق باشي. عشق به وصال نيست، به خواستنه خواستني بي نهايت اين خواستن توقع مياره وقتي مي بيني دلت پر ميكشه براي رسيدن اما رسيدني نيست از خدا متوقع ميشي وقتي مي بيني چشمات مي دون براي ديدن اما ديدني نيست از خدا متوقع ميشي وقتي دلت براي بو ، صداي نفس يا حتي يك نگاه تنگ ميشه ، اما هيچ نشونه اي نيست متوقع ميشي. اونوقته كه مي گي : خــــــــــــــــــــــــــــــدا !!!!!!!!!!!!!! ---- حس عاشقي درست مثل حس مادري است ، يا نبايد از اول خلقت بوجود ميامد يا كه بايد برآورده شود. **** بدليل توقع از خدا حذف شد
مي نويسم تا يادم نره: ۷ مرداد بد ترين روز براي من و مريم و مرسا بود، امروز هر سه نفرمون تنها كاري كه مي تونستيم انجام بديم خنده به اشكهاي ديروز بود. ميدونم ميسازيم قصري از شادي ، اما فعلا داريم سه تائي فرار ميكنيم از بودن.
34
دلم ميخواد بنويسم اما فكرها ميلي به سياه كردن كاغذ ندارند. . . . خوبم به خوبي غروبهاي پائيز آرامم به آرامي درياي شمال دل تنگم به وسعت راه شيري و تنهام به تنهائي خورشيد . . . راستي حس مادري يك تقليده يا يك غريزه ؟ با كدام منطق مي توان زني را از حق "مادري " محروم كرد؟
33
به
آرامی آغاز به مردن ميكنی اگر
سفر نكنی، اگر
كتابی نخوانی، اگر
به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر
از خودت قدردانی نكنی. به آرامی آغاز به مردن ميكنی زماني
كه خودباوري را در خودت بكشی، وقتي
نگذاري ديگران به تو كمك كنند. به
آرامي آغاز به مردن ميكنی اگر
بردهی عادات خود شوی، اگر
هميشه از يك راه تكراری بروی … اگر
روزمرّگی را تغيير ندهی اگر
رنگهای متفاوت به تن نكنی، يا
اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی. تو
به آرامی آغاز به مردن ميكنی اگر
از شور و حرارت، از
احساسات سركش، و
از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامیدارند، و
ضربان قلبت را تندتر ميكنند، دوری
كنی . .. .، تو
به آرامی آغاز به مردن ميكنی اگر
هنگامی كه با شغلت، يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی، اگر
برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی، اگر
ورای روياها نروی، اگر
به خودت اجازه ندهی كه
حداقل يك بار در تمام زندگيات ورای
مصلحتانديشی بروی . . . - امروز
زندگی را آغاز كن! امروز
مخاطره كن! امروز
كاری كن! نگذار
كه به آرامی بميری! شادی را فراموش نكن پابلو
نرودا ترجمه
از احمد شاملو آدمی که توی
هر حال گندی باشی باز تو رو برای دقیقا همین که هستی دوست داره و هنوز فکر میکنه خورشید از ماتحت تو طلوع میکنه. اینجور آدمی ارزش داره
آدم به پاش بمونه و من امروز
تو گندترين حالتم و خوشم مياد هيچكس هم نيست كه اين بد بودن رو باهاش شريك بشم. دلم غار تنهايم رو ميخواد حيف كه آدرسش رو گم كردم و اون با مرامي كه آدرسش رو
داشت ديگه نيست. دلم خدا رو ميخواد دلم ملاقات حضرت عزرائيل ميخواد.
|