![]() خون آريايي داره تو رگهام جريان
منوی اصلیاين تنها واژه ي هستي كه داره شريان ايراني زندگي ميكنم ايراني مي ميرم وقت جنگ اسلحه تو دست مي گيرم
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
اسفند 1387
بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
وبلاگ قديمي من
هفت رنگ آلـــوچـه زندگي رسم خوشايندي است تعريف نشده ستاره خاموش تخته خاكستري عــاشــقانــــه قانون طبيعت ترنم باران مطرود ليست وبلاگهاي به روز شده احسان امراه رضا نادم (راهي) زن بودن ستاره می شوم :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آرتميس
قوانين كارمندي چگونه پشت كامپيوتر نرمش كنيم بچه هاي آخر زمان اینهم یک نوع صیغه محرمیت جدید اگر تونستی پارک کن دوقلوهاي دوست داشتني خودشناسی تمام پیوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
خاطرات یک دختر ايرانی
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم - منم دلبسته اين خاک، منم فرزند ايران 68
از یک سفر آغاز شد ، مهشید میگه معجزه زندگیم بوده و من ایمان دارم که نشونه ای بوده برای تولدی دوباره. خیلی وقتها تو این وبلاگ در موردش نوشته ام اما اینبار خودم را متعهد میدونم که بنویسم این شهود از من نیست. نوشین دوستی که برای من زندگی را معنی کرد. روزی که تو اوج نا امیدی از نداشته ها و تجربه های تلخم ناله میکردم و داستان خودکشی های دوست نزدیکم و خیلی از آدمهای نزدیک اطرافم در برابر نوشین از ته دل اشک میریختم و از ترسهای زندگیم میگفتم. گفت : تمام آدمهای این کره خاکی از ازل تا ابد مثل تکه های پازلی هستند که با تمام کوچکی اگر هرکدوم از اونها نباشند هیچ وقت این پازل کامل نمیشه این جمله با تمام سادگی آرامشی بزرگ برای من به ارمغان آورد . اواسط دی ماه دختر باران پازل زیبائی خریده بود داشت تعریف میکرد که در عرض 2 روز پازل رو کامل کرده ، وقتی تکه های پازل را پیدا میکرده و سرجای خودشون میزاشته به این نتیجه میرسه که : هر کدوم از این تکه ها چندین جای مختلف را امتحان می کنند تا در نهایت به جایگاه اصلی خود برسند و تا رسیدن به آن آرامشی ندارند. این داستان پازل برای من و دوستان به یک بازی تبدیل شده ، اینبار که خواستیم پازلی را کامل کنید به تکه های آن دقت بیشتری داشته باشیم بعضی از تکه ها آرام و با اولین حرکت در جای خود می نشیند ولی بعضی هر بار که دست دراز میکنید تا تکه ای را بردارید با شیطنت خود را کاندید میکنند ، این جاه طلبی و شیطنت باعث میشه قسمتهای مختلفی را امتحان کنند تا به اصل خود برسند اما وقتی به آرامش میرسند گوشه های خراب و شاید گاهی قسمتی از تصویر روی آنها هم کنده شده باشد.
67
چند وقت پيش آلوچه پستي درمورد گياه خواري گذاشته بود ، كه لازم ديدم يك سري چيزها هم من بهش اضافه كنم . سالها پيش (حدود 1373) يك دوره آموزشي براي برنامه ريزي سيستمهاي عصبي ميرفتم كه قرار بود اونجا ياد بگيريم چطوري انرژي هاي انساني را سيستماتيك و كنترل شده بكار ببريم ، كلي راه حل و روش داشت كه يكي از اونها رژيم غذائي بود. بطور مثال استفاده از آدامس ممنوع بود. يكي از مباحث جالب كه من واقعا از اون لذت ميبردم ، قانون جذب بود . قطبهاي آهن ربا درصورت غير هم نام بودن همديگر را جذب مي كنند ، انسان بطور نرمال ميلي به خوردن گوشت انسان ندارد. از اينجا نتيجه ميگرفت كه گوشت قرمز بيشترين شباهت را با بدن آدمي دارد و هر چه از گوشت قرمز به سمت گوشت پرندگان و ماهي پيش رويم بدليل افزايش تفاوتها با فيزيك آدمي براي انسان لذت بخشتر خواهد بود . حالا گياه كه از يك رسته جدا از موجودات زنده (مهره دار و بي مهره) قرار دارد بيشترين تفاوت و بيشترين جذابيت را براي وجود خاكي انسان دارد. اين رژيم غذائي اولين آشنائي من با گياه خواري بود ، قبل از اين جريانات هيچ وقت علاقه اي به گوشت قرمز (انواع كبابها و خورشتها) نداشتم . بعد از اتمام اين دوره هروقت نياز داشتم كه تمام انرژي خودم را براي رسيدن به هدفي متمركز كنم به خام گياهخواري رو آوردم و واقعا نتيجه گرفتم . از اينها گذشته كساني هم كه قصد كم كردن وزن داشته باشند ميتوانند از گروه سبزيجات و ميوه هاي با كالري منفي استفاده كنند.
66
مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با
تمام توان شروع به دویدن کنی 1- هنوز گيجم ، بين بودن و هستن. تنها راه درمان را در رفتن يافته ام. شايد اين سه روز كم باشد اما قدم كوچكي است ، براي هميشه رفتن. 2- طاقتم كم شده ، نه من ؛ كه گويا اپيدمي شده اين كم طاقتي. شايد اينهم نوعي بمب باشد. بمبي از نوع ويروسهاي لاعلاج. و من چقدر كم طاقتم 3- ميگه : ايران در حال پيشرفته اما خيلي كند . ميگم : من فقط ركود مي بينم. سكوت ميكنه . حس ميكنم معلمي است كه از بازيگوشي كودكش لذت ميبرد. 4- كمتر از يكماه به شروع امتحانات مونده (خيلي كمتر ) اعتماد به نفسم كذائي هميشگيم را از دست دادم. كلاسهاي زبان را فقط حضور دارم ، اميدي به قبولي ندارم. 5- تصميم گيري بهتر (آري/ نه) يكي از بهترين كتابها است. كتابي به گمانم 200 صفحه اي ، اما نميدانم چرا يكماه است كه به نيمه نميرسد!!!!!!!! بايد تمامش كنم. 6- به اكراه فيلم "آواز گنجشكها" را مي بينم . و چقدر لذت ميبرم از اينكه اين فيلم تا اين حد با تصور من متفاوت است. 7- ......
65
هميشه افتخارم اين بود كه تا كنون تصميم اشتباهي نگرفتم ، درحقيقت تا اين لحظه كه پشت اين مانيتور نشستم ، فقط يك تصميم نابخردانه تو زندگيم دارم ، بقيه را با توجه به شرايط فكري ، ذهني و محيطي بهترين راه انتخاب كردم . اما همون يك اشتباه كافي بود تا ديگه بخودم مطمئن نباشم ، سالها از اون اشتباه ميگذره و هيچوقت نفهميدم چرا؟؟؟؟ تا اينكه با دوستي آشنا شدم تا ارتباط كودك درون و اون اشتباه را برام روشن كنه . برام سخت بود پذيرفتنش ، اما واقعيت داشت . حالا ديگه اون علامت سئوال تو ذهنم نيست ولي از اون روز چند ماهي ميگذره و من موندم و سئوالهاي بيشماري كه هر چه بيشتر پيش ميرم منو بيشتر در درون خودم غرق ميكنه بدي داستان از اونجائي شروع ميشه كه به اين سئوال پرسيدنها و جستجو براي يافتن جوابها معتاد شدم ، از اين جستجو لذت ميبرم و از طرفي تمام زندگيم دستخوش تغيير شده ، تمركزم را از دست دادم فرقي نمي كنه كتاب درسي باشه يا كتابهاي مورد علاقه ام ، حتي تو محيط كارم تمركز رو نوشته ها ندارم و ذهنم در اولين فرصت فرار ميكنه و ميره به جائي كه دوست داره اين كشفيات جديد برام حس خلسه اي را به ارمغان آورده كه باعث تعطيلي زندگيم شده
64
حالا ميدونم اشتباه كردم من عامل موندن نبودم ، تو تنها بهانه بودني
63
در يك لحظه دو موضوع (يكي تلفني ، ديگري كتبي) براي يافتن راه حل ارجاع شد. تنها عكس العمل من هنگ كردن بود. بعد از هنگي الان اينجام و دارم اينها رو مينويسم، ميگن : خانومها در يك لحظه ميتوانند چند كار متفاوت انجام دهند ، اما دقت داشته باشيد دو كار(از نوع فيزيكي) متفاوت نه دو فكر متفاوت
بيچاره مغزم
|
||||||||||||