![]() خون آريايي داره تو رگهام جريان
منوی اصلیاين تنها واژه ي هستي كه داره شريان ايراني زندگي ميكنم ايراني مي ميرم وقت جنگ اسلحه تو دست مي گيرم
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
اسفند 1387
بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
وبلاگ قديمي من
هفت رنگ آلـــوچـه زندگي رسم خوشايندي است تعريف نشده ستاره خاموش تخته خاكستري عــاشــقانــــه قانون طبيعت ترنم باران مطرود ليست وبلاگهاي به روز شده احسان امراه رضا نادم (راهي) زن بودن ستاره می شوم :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آرتميس
قوانين كارمندي چگونه پشت كامپيوتر نرمش كنيم بچه هاي آخر زمان اینهم یک نوع صیغه محرمیت جدید اگر تونستی پارک کن دوقلوهاي دوست داشتني خودشناسی تمام پیوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
خاطرات یک دختر ايرانی
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم - منم دلبسته اين خاک، منم فرزند ايران 54
یازده دقیقه پائولو کوئلیو ترجمه کیومرث پارسای نشر نی نگار
کسی که می بیند، می باید... شخصی را که همواره در رویاهایش داشته, پیدا می کند...
هیچ کس ، کسی را از دست نمی دهد ... زیر در واقع هیچ کس , کسی را در اختیار ندارد....
این تجربه واقعی آزادی است... دارا بودن مهمترین احساس دنیا، بدون در اختیار داشتن آن !...
کسی که عاشق می شود، همواره عشق را در سینه خود دارد، حتی زمانی که عشق در دسترس نباشد. تماس بدنها، آخرین قطره برای پرترکردن یک لیوان پر است. همه چیز را هنگامی پذیرفتم که چیزی برای از دست دادن نداشتم، هنگامی خود را یافتم که دیگر کسی که هستم، نبودم.
52
ديروز با پيشنهادي روبرو شدم كه ايمان آوردم خوشبخت ترين دختر زمينم اما اجازه بدين قبل از اينكه از اين پيشنهاد حرفي بزنم ، حكايت خودم و خدا رو
بگم من براي خدا مثل توپ شيطونكي مي مونم كه از بازي كردن با من لذت ميبره ،
ميدوني از چي خوشش مياد ؟ از ايني كه هر چي محكمتر منو به زمين ميزنه ميدونه
اونقدر تخس و لجباز هستم كه محكمتر برميگردم طرفش، البته هست روزهائي كه از سر
شيطنت راهو كج ميكنم و ميخورم زمين اما حواسش به من هست تا توي زباله ها گم نشم و
ياحتي كثيف هم نشم. اما الان هر دو تامون از بازي لذت برديم و داريم استراحت ميكنيم، فعلا دارم تو
داستهاي گرمش زندگي ميكنم و سعي مي كنم تا ميتونم گرما كسب ميكنم.
تو اين مدت اونقدر خبرهاي ريز و درشت شنيدم كه دلم ميخواد پرواز كنم تا آسمان
و يه بوس كوچولو از خدا بگيرم. از اون پاسخ مثبتي كه چند روز پيش گرفتم تا باعث
تغيير كامل زندگيم باشه تا اين پيشنهاد ديروز همه همه برام يك دنيا شادي آورده
....
اما پيشنهاد ديروز: آشنائي دارم كه قرار بره سوئد ، اگر اشتباه نكنم چيزي حدود 3 سال اونجاست تا
بعد بره آمريكا، اين آشنائي عزيز ما يك كتابخانه با 700 جلد كتاب داره از كتابهاي
مرجع تا رمانهاي تازه منتشر شده ، اين آدم به گفته خودش مدتها دنبال كسي ميگشته تا
مثل خودش عاشق كتاب باشه تا بتونه كتابهاشو هديه كنه به اون. خوب معلومه ديگه كي از من بهتر اولين محموله را روز دوشنبه تحويل ميگيرم تا آذر ماه كه خواست بره قراره همه كتابها
منتقل بشه كتابخانه من ، البته منم اونقدرها كه فكر مي كنيد بي انصاف نيستم قرار
شد هر وقت زندگيش سر و سامان گرفت براش كتابها رو بفرستم . اما چهار سال زندگي با اين
تعداد كتاب يعني خود زندگي
50
عطر سنبل – عطر کاج فیروزه جزایری دوما مترجم : محمد سلیمانی نیا
هیچ کس نظر ما را درباره ی اینکه گروگان گیری کار درستی بود یا نه نمی پرسد, ولی تک تک ایرانی های آمریکا تاوان آن را پرداختند. یک بچه یک گلوله کاغذی پرت می کند, تمام کلاس تنبیه می شوند. --- اگر دلتون هوای خوندن یک داستان طنز کرد – طنزی بدون تحقیر میتونید این کتاب را بخوانید , ساده و روان و یک سرگرمی خوب **** کافه پیانو فرهاد جعفری
خوب نیست آدم با عروسکش جوری رفتار کند که انگار فقط یه عروسک است ، دل ندارد و نمی تواند نفرینش کند. از قضا؛ آه شان خیلی هم دامنگیر است. اعتراف می کنم که حالم دارد از بیشتر چیزها به هم می خورد و قبل از همه , از خودم. جدل ها تا به این اندازه دوام نمی آوردند. اگر که تنها یک طرف مقصر بود. *** بادبادک باز خالد حسینی ترجمه : مهدی غبرائی
برای من آمریکا جایی بود که خاطراتم را در آن مدفون کنم. برای پدرم جایی که برای خاطراتش سوگواری کند. --- وقتی کتاب را تمام کردم دلم برای کشورم "ایران" تنگ شد.
43
نمایش بزرگ هنوز برجاست
تا تو هم کلامی بر آن بیفزایی "انجمن شاعران مرده " By: N.H.Kleinbaum
صفحه نوزدهم
- ميني بوس نوشت : گشتم بود، بگرد هست. - اين کتاب راز هم شاهكاري براي خودش ، تو خود كتاب نوشته يكي با خواستن يك پر امتحانش کرده و "راز" از امتحان سربلند بيرون اومده ، من با پنجره امتحانش کردم بيچاره رد شد. - نوشتنم نمياد خوب ، چيكار كنم؟
صفحه یازدهم
سلینجر 32 داستان کوتاه در نشریات ادبی مختلف آمریکا بین سالهای 1940-1953 به چاپ رساند. که 9 تای آن با عنوان "دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم " و 10 داستان دیگر که درست در سالهای جنگ جهانی دوم نوشته شده اند و ارتباط مستقیم با جنگ دارند با عنوان یادداشت های شخصی یک سرباز " بعنوان کتاب چاپ، ترجمه و در ایران منتشر شد.
من خودم که از همه اینها بیشتر از داستان تدی خوشم اومد، به نظرم فوق العاده بود.
صفحه نهم
زن آينده كريستيان بوبن ترجمه : مهوش قديمي انتشارات آشيان نادر اشخاصي قادرند عاشق شوند، زيرا نادر اشخاصي قادرند همه چيز را از دست بدهند. v انسان در بيست سالگي در مركز جهان مي رقصد. در سي سالگي ميان دايره پرسه مي زند. در پنجاه سالگي روي حاشيه راه مي رود و از نگريستن به درون و بيرون پرهيز مي كند. پس از آن ... ديگر اهميتي ندارد. v مهم نيست كه چه كار مي كنيم. به عقيده من ، مهم اين است كه منابع انساني درون خود را هدر ندهيم. v كتاب ما را در آغوش مي گيرد. نرم و سبك به خواب مي برد، به دنياي فراموشي. v به من بگوئيد كي هستم. از خودم به من خبر بدهيد. v آدم هميشه بيش از حد زود ازدواج مي كند . قبل از اين كار بايد نيروهايي را مصرف كنيم؛ روياهايي را از بين ببريم. توضيح نوشت: تمام جملات بالا از همون كتاب زن آينده است
قلعه حيوانات
نام كتابي نوشته جورج اُرول اثري جالب كه تازه از نمايشگاه كتاب امسال خريدمش و از خواندنش سير نميشوم. اين كتاب روايتگر داستان يك انقلاب است كه حيوانات يك مزرعه به پيشنهاد يك خوك پير عليه انسانها كه از آنها بيگاري ميكشند انجام ميدهند.آنها پس از انقلاب با دلسوزي براي مزرعه خود كار ميكنند و حتي در جنگي كه بين آنها و انسانها صورت ميگيرد برنده ميشوند. اما پس از مدتي بين سران و حيوانات باهوشتر اختلاف ميافتد و در اين ميان خوك دانشمند توسط يكي ديگر از خوكهاي قلدر از مزرعه رانده ميشود تا رياست مزرعه حيوانات به قلدرها سپرده شود در روزهاي اول انقلاب منشوري در شش بند روي ديوار مزرعه نوشته مي شود اما ....... اين كتاب علاوه بر شيريني بيان از اين نظر برام جالب بود كه گويا تمام انقلابها از يك نقطه صفر مرزي شروع ميشند و قراره همه به يك جا ختم بشن تا قبل از اين با خواندن جريانهاي انقلاب كبير فرانسه به اين نتيجه رسيده بودم اما اين انقلاب توسط حيوانات چيز ديگه اي بود.
آگاهی
خاستگاه آگاهي در فروپاشي ذهن دو جايگاهي اثر : جوليان جينز آگاهي آن ملودي است كه از چنگ بر مي خيزد و نمي تواند تارهاي آن را بنوازد، كفي است كه از رودخانه خروشان مي جوشد ، اما مسير رود را نمي تواند تغيير دهد، سايه اي است كه گام به گام به دنبال رونده اي روان است، ولي قادر نيست هيچ تاثيري بر مسير سفر او بگذارد.
بدون شرح
ارلاندو ويرجينيا وولف وقتي شخصي به سي سالگي ميرسد، مدت زماني را كه به تفكر و تعمق مي گذراند بسيار طولاني، و آن را كه به فعاليت جسمي سپري مي كند بسيار كوتاه مي شود.
|