تبليغاتX
خاطرات یک دختر ايرانی
خاطرات یک دختر ايرانی
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم - منم دلبسته اين خاک، منم فرزند ايران
54

یازده دقیقه

پائولو کوئلیو

ترجمه کیومرث پارسای

نشر نی نگار

 

کسی که می بیند، می باید... شخصی را که همواره در رویاهایش داشته, پیدا می کند...

 

هیچ کس ، کسی را از دست نمی دهد ... زیر در واقع هیچ کس , کسی را در اختیار ندارد....

 

این تجربه واقعی آزادی است... دارا بودن مهمترین احساس دنیا، بدون در اختیار داشتن آن !...

 

 کسی که عاشق می شود، همواره عشق را در سینه خود دارد، حتی زمانی که عشق در دسترس نباشد. تماس بدنها، آخرین قطره برای پرترکردن یک لیوان پر است.

همه چیز را هنگامی پذیرفتم که چیزی برای از دست دادن نداشتم، هنگامی خود را یافتم که دیگر کسی که هستم، نبودم.

 

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 87/07/26 ساعت 12:15 PM |

52
 

ديروز با پيشنهادي روبرو شدم كه ايمان آوردم خوشبخت ترين دختر زمينم

اما اجازه بدين قبل از اينكه از اين پيشنهاد حرفي بزنم ، حكايت خودم و خدا رو بگم

من براي خدا مثل توپ شيطونكي مي مونم كه از بازي كردن با من لذت ميبره ، ميدوني از چي خوشش مياد ؟ از ايني كه هر چي محكمتر منو به زمين ميزنه ميدونه اونقدر تخس و لجباز هستم كه محكمتر برميگردم طرفش، البته هست روزهائي كه از سر شيطنت راهو كج ميكنم و ميخورم زمين اما حواسش به من هست تا توي زباله ها گم نشم و ياحتي كثيف هم نشم.

اما الان هر دو تامون از بازي لذت برديم و داريم استراحت ميكنيم، فعلا دارم تو داستهاي گرمش زندگي ميكنم و سعي مي كنم تا ميتونم گرما كسب ميكنم.

 

تو اين مدت اونقدر خبرهاي ريز و درشت شنيدم كه دلم ميخواد پرواز كنم تا آسمان و يه بوس كوچولو از خدا بگيرم. از اون پاسخ مثبتي كه چند روز پيش گرفتم تا باعث تغيير كامل زندگيم باشه تا اين پيشنهاد ديروز همه همه برام يك دنيا شادي آورده ....

 

اما پيشنهاد ديروز:

آشنائي دارم كه قرار بره سوئد ، اگر اشتباه نكنم چيزي حدود 3 سال اونجاست تا بعد بره آمريكا، اين آشنائي عزيز ما يك كتابخانه با 700 جلد كتاب داره از كتابهاي مرجع تا رمانهاي تازه منتشر شده ، اين آدم به گفته خودش مدتها دنبال كسي ميگشته تا مثل خودش عاشق كتاب باشه تا بتونه كتابهاشو هديه كنه به اون. خوب معلومه ديگه كي از من بهتر

اولين محموله را روز دوشنبه تحويل ميگيرم تا آذر ماه كه خواست بره قراره همه كتابها منتقل بشه كتابخانه من ، البته منم اونقدرها كه فكر مي كنيد بي انصاف نيستم قرار شد هر وقت زندگيش سر و سامان گرفت براش كتابها رو بفرستم . اما چهار سال زندگي با اين تعداد كتاب يعني خود زندگي

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 87/07/14 ساعت 9:11 AM |

50

عطر سنبل – عطر کاج

فیروزه جزایری دوما

مترجم : محمد سلیمانی نیا

 

هیچ کس نظر ما را درباره ی اینکه گروگان گیری کار درستی بود یا نه نمی پرسد, ولی تک تک ایرانی های آمریکا تاوان آن را پرداختند. یک بچه یک گلوله کاغذی پرت می کند, تمام کلاس تنبیه می شوند.

---

اگر دلتون هوای خوندن یک داستان طنز کرد – طنزی بدون تحقیر میتونید این کتاب را بخوانید , ساده و روان و یک سرگرمی خوب

 ****

کافه پیانو

فرهاد جعفری

 

 

خوب نیست آدم با عروسکش جوری رفتار کند که انگار فقط یه عروسک است ، دل ندارد و نمی تواند نفرینش کند. از قضا؛ آه شان خیلی هم دامنگیر است.

اعتراف می کنم که حالم دارد از بیشتر چیزها به هم می خورد و قبل از همه , از خودم.

جدل ها تا به این اندازه دوام نمی آوردند. اگر که تنها یک طرف مقصر بود.

 ***

 بادبادک باز

خالد حسینی

ترجمه : مهدی غبرائی

 

برای من آمریکا جایی بود که خاطراتم را در آن مدفون کنم. برای پدرم جایی که برای خاطراتش سوگواری کند.

---

وقتی کتاب را تمام کردم دلم برای کشورم "ایران" تنگ شد.

 

 

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 87/07/07 ساعت 11:0 AM |

43
نمایش بزرگ هنوز برجاست
 تا تو هم کلامی بر آن بیفزایی

                                          "انجمن شاعران مرده " By: N.H.Kleinbaum
|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 87/06/13 ساعت 7:12 PM |

صفحه نوزدهم

- ميني بوس نوشت : گشتم بود،        بگرد هست.

 

- اين کتاب راز  هم شاهكاري براي خودش ، تو خود كتاب نوشته يكي با خواستن يك پر امتحانش کرده و "راز"  از امتحان سربلند بيرون اومده ، من با پنجره امتحانش کردم بيچاره رد شد.

 

- نوشتنم نمياد خوب ، چيكار كنم؟

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 87/02/08 ساعت 9:0 AM |

صفحه یازدهم

سلینجر 32 داستان کوتاه در نشریات ادبی مختلف آمریکا بین سالهای 1940-1953 به چاپ رساند. که 9 تای آن با عنوان "دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم "  و 10 داستان دیگر که درست در سالهای جنگ جهانی دوم نوشته شده اند و ارتباط مستقیم با جنگ دارند با عنوان یادداشت های شخصی یک سرباز " بعنوان کتاب چاپ، ترجمه و در ایران منتشر شد.

 

یادداشت های شخصی یک سرباز

جی دی سلینجر

ترجمه : علی شیعه علی

انتشارات : سبزان

 

1-             گروه جوان

2-             برو ادی را ببین

3-             میخواهم قلقش بیاید دستم

4-             قلب یک داستان تکه پاره

5-             ورود طولانی لویس تاجت به جامعه

6-             یادداشت های شخصی یک سرباز

7-             برادران واریونی

8-             گروهبان آتشی

9-             آخرین روز از آخرین مرخصی

10-         یک بار در هفته تو را نمی کشد.

 

 

دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم

جی دی سلینجر

ترجمه : احمد گلشیری

انتشارات : ققنوس

 

1-       یک روز خوش برای موز ماهی

2-       عمو ویگیلی در کانه تی کت

3-       پیش از جنگ با اسکیموها

4-       مرد خندان

5-       انعکاس آفتاب بر تخته های بارانداز

6-       تقدیم به ازمه با عشق و نکبت

7-       دهانم زیبا و چشمانم سبز

8-       دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم

9-       تدی

 

 

 

من خودم که از همه اینها بیشتر از داستان تدی خوشم اومد، به نظرم فوق العاده بود.

 

 

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 86/12/17 ساعت 11:48 AM |

صفحه نهم

زن آينده

كريستيان بوبن

ترجمه : مهوش قديمي

انتشارات آشيان

نادر اشخاصي قادرند عاشق شوند،

زيرا نادر اشخاصي قادرند همه چيز را از دست بدهند.

 

v       انسان در بيست سالگي در مركز جهان مي رقصد. در سي سالگي ميان دايره پرسه مي زند. در پنجاه سالگي روي حاشيه راه مي رود و از نگريستن به درون و بيرون پرهيز مي كند. پس از آن ... ديگر اهميتي ندارد.

v       مهم نيست كه چه كار مي كنيم. به عقيده من ، مهم اين است كه منابع انساني درون خود را هدر ندهيم.

v       كتاب ما را در آغوش مي گيرد. نرم و سبك به خواب مي برد، به دنياي فراموشي.

v       به من بگوئيد كي هستم. از خودم به من خبر بدهيد.

v       آدم هميشه بيش از حد زود ازدواج مي كند . قبل از اين كار بايد نيروهايي را مصرف كنيم؛ روياهايي را از بين ببريم.

 

توضيح نوشت: تمام جملات بالا از همون كتاب زن آينده است

 

 

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 86/12/11 ساعت 10:2 AM |

قلعه حيوانات

نام كتابي نوشته جورج اُرول

اثري جالب كه تازه از نمايشگاه كتاب امسال خريدمش و از خواندنش سير نميشوم.

اين كتاب روايتگر داستان يك انقلاب است كه حيوانات يك مزرعه به پيشنهاد يك خوك پير عليه انسانها كه از آنها بيگاري ميكشند انجام ميدهند.آنها پس از انقلاب با دلسوزي براي مزرعه خود كار ميكنند و حتي در جنگي كه بين آنها و انسانها صورت ميگيرد برنده ميشوند.

اما پس از مدتي بين سران و حيوانات باهوشتر اختلاف ميافتد و در اين ميان خوك دانشمند توسط يكي ديگر از خوكهاي قلدر از مزرعه رانده ميشود تا رياست مزرعه حيوانات به قلدرها سپرده شود

در روزهاي اول انقلاب منشوري در شش بند روي ديوار مزرعه نوشته مي شود اما .......

اين كتاب علاوه بر شيريني بيان از اين نظر برام جالب بود كه گويا تمام انقلابها از يك نقطه صفر مرزي شروع ميشند و قراره همه به يك جا ختم بشن

تا قبل از اين با خواندن جريانهاي انقلاب كبير فرانسه به اين نتيجه رسيده بودم اما اين انقلاب توسط حيوانات چيز ديگه اي بود.

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 86/02/30 ساعت 12:14 PM |

آگاهی

    خاستگاه آگاهي

در فروپاشي ذهن دو جايگاهي

 

اثر : جوليان جينز

 

 

 

آگاهي آن ملودي است كه از چنگ بر مي خيزد و نمي تواند تارهاي آن را بنوازد، كفي است كه از رودخانه خروشان مي جوشد ، اما مسير رود را نمي تواند تغيير دهد، سايه اي است كه گام به گام به دنبال رونده اي روان است، ولي قادر نيست هيچ تاثيري بر مسير سفر او بگذارد.

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 86/02/22 ساعت 9:35 AM |

بدون شرح

ارلاندو

ويرجينيا وولف

 

وقتي شخصي به سي سالگي ميرسد، مدت زماني را كه به تفكر و تعمق مي گذراند بسيار طولاني، و آن را كه به فعاليت جسمي سپري مي كند بسيار كوتاه مي شود.

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 85/04/30 ساعت 0:0 AM |