تبليغاتX
خاطرات یک دختر ايرانی
خاطرات یک دختر ايرانی
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم - منم دلبسته اين خاک، منم فرزند ايران
37

1. جلسه قبل مربي شنام اسم خانومي را داد و گفت استعدادش رو داري با اين خانوم صحبت كردم بهتره با اون تمرين كني تا براي مسابقات آماده بشي !!!! جالبه آدمي كه تا همين چند صباح پيش از آب ميترسيد حالا با همچين پيشنهادي روبرو بشه ، هنوز تصميم نگرفتم . شايد يك طول ماه رمضان لازم باشه .

2. نمي دونم چرا اينكار و به انجام رسوندم ، هفته پيش مدرك پزشكي كوهستان رو گرفتم ، اونوقت كسي كه يكساله پاش به دامنه دربند هم نخورده و قرار هم نيست بخوره اين مدرك به چه دردش ميخوره من ندانم.

3. خدا جون مي دوني كه دوست دارم ، 25 مرداد هم اومد و من هيچكاري نكردم ، خودت ميدوني تو خيلي جاها به من بدهكاري نميشه اين يكبار يك حالي به ما بدي و اين جريان روبراه بشه ؟ قول ميدم تا حداقل يك هفته ديگه نخوام پارتي بازي كني ، اما اين يك بار بيا و يك دلي رو شاد كن. دوست دارم

4. دلم لك زده براي صخره نوردي ، میخوام به این رشته برم ، درسته نمي تونم برم كوه اما تو سالن كه مي تونم. میخواستم اگر ممکنه دوستانی که در رابطه با صخره نوردی سر رشته ای یا اطلاعاتی دارند من را راهنمایی کنن و یک مقدار در مورد مراكزي كه آموزش ميدن توضیح بدن که خیلی ضروریه . البته دنبال مطلب هم گشتم ولی چیز خاصی پیدا نکردم .يك سايت پيدا كردم كه تلفني اعلام كرد واحد آموزشش فعال نشده.

5. قلبم درد ميكنه ،  خسته ام ،  داغونم،  اما هنوز شاكرم،  البته جو گيرم خفن

يعني چي ؟!!!!!!!!!!! آدم چنان جو گير بشه كه 250هزار تومان ناقابل رو خرج كنه اونهم فقط براي رفع جو گيري؟ تو اين بي پولي.

6. حوصله مسافرت ندارم ، اصرار نكن ، دلم حتي هواي آزادي هم نكرده ، شلوغم و يك هفته است شب تا صبح چشمهام بسته است اما ذهنم تند و تند داره كار ميكنه، آمار پشت آمار ، گزارش پشت گزارش، امروز از صبح مثل سگ خانواده پتيبل از خواب بيدار شدم (بهتره بگم از رختخواب خارج شدم چون خواب نبودم) هنوز خستگي ديروز رو بدنم تلنبار شده . الان كه دارم مينويسم باورت ميشه تو جلسه هستم اما حوصله حرف اين آدمها رو ندارم ، همش حرف حرف حرف .

7. تو – آره خودت وقتي ميگي پيشنهادات عالي اما اجراء افتضاح........ به نتيجه خوبي رسيدي پس من پيشنهاد ميدم تو اجرا كن به اين ميگن تقسيم كار. بفهم اينو

8. از من بودن خسته شدم – چه منيت من، چه منيت تو

9. اصلا حس نوشتن ندارم اما دارم خفه ميشم بايد جائي براي خالي شدن پيدا كنم، همه اينها رو گفتم اما اينها رو به پاي ناشكري نزار ، هنوز دوست دارم ، هنوز تو تنها خدائي اما اين بنده ديگه جدي جدي آمادگي گرفتن هر نوع پاچه اي رو داره ، حتي پاچه خدائيت.

10. .......

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 87/05/21 ساعت 1:21 PM |