تبليغاتX
خاطرات یک دختر ايرانی
خاطرات یک دختر ايرانی
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم - منم دلبسته اين خاک، منم فرزند ايران
59

هر انسانی نمایشنامه زندگی خودش را بین 2-5 سالگی مینویسد. شهره آغداشلو به من ثابت کرد وقتی که از عشق کودکی به بازیگری گفت ، زمانی که تصمیم گرفت علوم سیاسی بخواند، زمانی که خواست در فیلم خانه ای از شن و مه بازی کند (4 سال قبل از تصمیم برای ساختن فیلم) تا زمانی که برای این فیلم کاندید اسکار شد . همه و همه اینو به من ثابت کرد که مهم نیست دیگران چه چیزی میخواهند، مهم اینه که ضعف دیگران مانعی برای رسیدن من به هدف کودک درونم نیست.

من خواستم (نه الان که سالها پیش) پس به دستش میارم. اما قبول دارم که قسمتی از این نمایشنامه اشتباهیه.

فکر می کردم همه امور باید به سختی تحقق پیدا کنند و این سختی تا امروز مثل یک همزاد پا به پای من اومده .

باید یادم باشه :

دیگه قدرت و توان یک دختر 18 ساله را ندارم، یادم بماند تو کشوری زندگی می کنم که (متاسفانه) مردمانش ایمان دارند : دختر حق حیات ندارد یا باید پسر باشی یا متاهل . وقتی مجردی نباید داد بزنی، نباید پیشرفت کنی، نباید ....

اما من حق حیات دارم؛ حق دارم عصبانی بشم؛ حق دارم از حقم دفاع کنم.

 

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 87/09/01 ساعت 10:1 AM |